شب عید فطر، مانند شب قدر
شب عید فطر، شب نزول رحمت الهی است. شبی است که گناهان انسان آمرزیده میشود. در روایات آمده است که فضیلت این شب از شب قدر کمتر نیست. شب عید فطر، شبی است که خداوند عطایا و پاداشهای خود را به مؤمنان روزهدار میدهد. غسل کردن، زیارت امام حسین(ع)، خواندن دعاها و به جا آوردن نمازهای مستحب از جمله اعمال این شب عزیز است.
عید فطر روز تولد دوباره انسان است
عطر دل انگیز ایمان در دلها به مشام میرسد. گلبوتههای صبر و مبارزه با نفس در جانها شکفته میشود. روز عید فطر همه چیز رنگ و بوی خدایی دارد. هر چه اعمال نیک، تقوا و پرهیزکاری انسان بیشتر باشد، در روز عید به خدا نزدیکتر و عطر و بوی عید برای او دلپذیرتر خواهدبود. عید فطر زمان شکفتن گلهای ایمان در دل و جان انسان است. تحفه خداوند به مؤمنانی است که با سلاح روزه به غبارروبی خانه دل پرداختهاند. آنان که پلیدی را از جان خود بیرون رانده و به جای آن اخلاص و ایمان را جایگزین کردهاند. آری عید سعید فطر روز تولد دوباره انسان است.
رحمت خدا در روز عید
خداوند برخی از روزها را نسبت به روزهای دیگر پربرکت و نورانیتر ساخته است. زندگی انسان آمیخته از خوشیها و سختیها و موفقیتها و ناکامیها است. در کنار دیگر روزها اعیاد الهی مانند ستارههای زیبا میدرخشند.
خداوند در رو زعید، درِ رحمت خویش را به روی تمامی بندگان میگشاید از این رو انسانهای گنهکار فرصت این را دارند تا از بخشش و رحمت الهی بهرهمند شوند. گویی روح انسان دوباره جوان میگردد و رایحه خوشبوی الهی در کالبدش دمیده میشود.
ضیافت خدا
انسان مؤمن در طول ماه پربرکت رمضان فرمان خداوند را اطاعت میکند، آنچه را که خداوند واجب کرده است، مو به مو انجام میدهد، رنج گرسنگی و تشنگی و تربیت نفس و عبادت حق را تحمل میکند و لذت ترک گناه را درک میکند. هر کس که در این ماه در رسیدن به حق و کسب رضای معبود گوی سبقت را برده باشد، سهم بیشتری از برکات خوان گسترده عید سعید فطر خواهد داشت.
عید فطر، عید فطرت
رمضان به پایان رسید و اینک روزی است که باید نتیجه یک ماه روزه و عبادت را جشن گرفت و چه نتیجهای زیباتر از این که غنچههای فطرت انسان در سپیده عید فطر، شکوفا شود و جان انسان در فضای معطرش به پرواز درآید. عید فطر، عید فطرت است. روزی است که انسان به فطرت پاک خود باز میگردد و به شکرانه این بازگشت، به ستایش باریتعالی و به جشن و سرور میپردازد.
جشن قرب به خدا
عید فطر، روز جشن است، جشن نزدیکی و قرب به بارگاه الهی، جشنی که به مناسبت پایان یک ماه عبادت مخلصانه برگزار میشود. به راستی که عید فطر، روز بازگشت به فطرت، بازگشت به خدا، اتصال به آسمان و عروج به عرش اعلی است. عید فطر نمادی از پرواز انسان به ملکوت معنویت است.
عید فطر، روز بخشش گناهان
عید فطر روزی است که روزهداران پاداش یک ماه عبادت و کوشش خود را دریافت میکنند و عیدی میگیرند. پاداش روزهداران بخشش گناهان و خشنودی حضرت رحمان است. پس باید به هوش باشیم که پس از پایان این ماه مبارک در کارنامه اعمال خود جز نیکی نیاریم و در زمین مصفّای دل جز بذر خوبی نکاریم. حضرت امیر(ع) میفرمایند: «کمترین پاداش روزهداران آن است که در آخرین روز ماه مبارک رمضان فرشتهای آنان را ندا میدهد و میگوید: مژده باد بر شما ای بندگان خدا، که خداوند گناهان گذشته شما را بخشید. پس مواظب باشید که از این پس چه میکنید.»
روز اعطای جوایز و پاداش
روز عید فطر، روزی است که از سوی خداوند متعال، میان مؤمنان جوایزی تقسیم میکنند. مؤمنانی که در ماه مبارک رمضان، برای رضای خداوند روزه گرفتهاند، در این روز منتظر دریافت پاداشند. حضرت علی(ع) در یک روز عید فطر و در خطبه نماز، فرمودند: «روز عید فطر، روزی است که نیکوکاران پاداش میگیرند و گناهکاران زیان می بینند.» به راستی چه پاداشی برای مؤمنان بهتر از این که گناهانشان بخشوده شود و غرق رحمت خداوند شوند.
اعمال روز عیدفطر
عید سعید فطر از بزرگترین و مهمترین اعیاد اسلامی است. از جمله اعمالی که برای این روز ذکر کردهاند، غسل کردن، جامه نو پوشیدن و عطر زدن و زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) است. همچنین خواندن نماز عید که فضیلت بسیار دارد و اینکه روزهدار پیش از نماز عید افطار کند. پرداخت زکات فطره ـ و حتی جدا کردن آن از قبل ـ نیز از اعمال این روز گرامی است. پرداخت زکات فطره به مستمندان در صورت تحقق شروط آن، از واجبات موکّد است؛ زیرا علاوه بر منافع اجتماعی و اقتصادی که دارد، سبب قبولی روزه و بیمه شدن جسم و جان در برابر پیشآمدهای ناگواری میشود که ممکن است تا سال آینده برای فرد و نزدیکانش پیش آید.
کمک به نیازمندان
مسلمانان با پرداخت زکاة فطره قبل از برگزاری نماز عید فطر، علاوه بر انجام وظیفه شرعی خویش باعث ریشه کنی فقر و رضایت خاطر برادران دینی و مسلمان خود میشوند. مسلمان زکات مال خویش را برای رضای حق و نزدیکی به خدا، قبولی روزههای ماه رمضان و بیمه کردن سلامت خود و خانواده تا آخر سال پرداخت میکنند.
زکات فطره، هدیهای به محرومان
امام صادق(ع) میفرمایند: «کسی که روزه میگیرد ولی زکات فطره نمیپردازد، روزه او پذیرفته نمیشود.» از این جمله گهربار امام صادق(ع)، به اهمیت زکات فطره پی میبریم.
زکات فطره، هدیهای است که انسان مؤمن به شکرانه یک ماه عبادت حق تعالی و بهره بردن از نعمتهای آسمانی، به محرومان و نیازمندان پرداخت میکند و با این کار از خدای بزرگ میخواهد که جان و مال او را از گزند هرگونه آفت و بیماری، به دور دارد و دیگران را هم امکان بهرهبردن از نعمتها روزی کند.
نماز عید فطر
در روز عید سعید فطر، انسان با خواندن نماز پرشکوه عید، به معبود و ولی نعمت واقعی خویش نزدیکتر میشود. بندگان مؤمن و پرهیزکار خداوند با برآمدن اولین اشعههای زیبای خورشید، مهیّای برگزاری نماز پرشکوه عید میشوند. شکوه و عظمت نماز عید دلهای مؤمنان را جلا میبخشد و دشمنان اسلام را خوار و ذلیل میسازد.
نماز عید، سرچشمه نور
نماز پرشکوه و دشمنشکن عید فطر، سرچشمهای از انوار پربرکت الهی است. انسان، جان و روح خود را در زلال آن میشوید و به فطرت پاک خود باز میگردد. صفوف به هم پیوسته در نماز عید، نشانی از وحدت امت اسلامی است که مؤمنان در آن دوشادوش یکدیگر به ستایش حق تعالی میایستند و نعمتهای بیکرانش را سپاس میگویند.
خطبههای معنوی
خطبههای نماز عید فطر، عالیترین و بهترین درسهای معنوی را به نمازگزاران میآموزد. خطبههای نماز عید دعوت مردم به وحدت و یکرنگی است. فراخوانی است برای درک و نشر فضایل اسلامی. کلاس درسی است که مسلمانان با جان و دل در آن شرکت میجویند و از تعالیم آسمانیاش بهره میگیرند.
خطبه حضرت امیر(ع) در روز عید فطر
حضرت امیر(ع) پس از نماز عید سعید فطر خطبه میخواندند و در آن، پس از حمد و ستایش خدای متعال و بیان نعمتهای او و نیز درود و سلام بر رسول خدا(ص) و خاندانش و سفارش به تقوای الهی میفرمودند: «خداوند ما و شما را در زمره کسانی قرار دهد که بدو امیدوار و از او هراسناکند. بدانید این روز که خداوند آن را برای شما عید قرار داده و شما را سزاوار بهرهمندی از آن دانسته، برای آن است که نام او را بر زبان آرید تا خدا هم شما را یاد کند. او را به نیایش یاد کنید تا شما را پاسخ گوید. زکات فطرة خود را بپردازید که سنت پیامبر و تکلیفی از سوی خداست. هر کس باید به نام خود و خانوادهاش، مرد و زن و کوچک و بزرگ، یک صاع گندم یا خرما یا جو بپردازد. …خداوند همه ما را از گناه باز دارد و آخرتمان را از دنیایمان نیکوتر گرداند.»
گفتار رسول خدا(ص) درباره عیدهای فطر و قربان
شاید هیچ جامعه و گروهی نباشد که ایام خاصی به عنوان عید نداشته باشد، اما معنی عید در میان اقوام و فرهنگها یکسان نیست. در برخی از جوامع روزهای عید، صرفا روزهای شادی و تفریح است؛ از سوی دیگر، در برخی از فرهنگها اعیاد به نوعی با دین و معنویت ارتباط داشته، یا بهطور کلی خاستگاه مذهبی و آیینی دارند. در فرهنگ اسلامی اعیاد، یوم اللّه هستند و ارتباط تنگاتنگی با دین و مذهب دارند. پیامبر خدا(ص) می فرمایند: «زمانی که وارد مدینه شدم، اهالی آن شهر از زمان جاهلیت دو روز داشتند که طی آن دو روز به بازی و تفریح میپرداختند. خداوند به جای آن دو روز، دو روز بهتر به شما داد، روز فطر و روز قربان.»
گفتار حضرت علی(ع) در روز عید فطر
خداوندا به ما رحم کن و با غفران و آمرزشت ما را ببخش که تو والا و بزرگ مرتبهای. امروز روزی است که خداوند آن را برای شما مسلمانان عید قرار داده و شما را شایسته و سزاوار این عید ساخته است. پس همواره به یاد خدا باشید تا خدا نیز به یاد شما باشد.
او را بخوانید تا اجابت کند، در این روز سعید، زکوة فطره خویش را بپردازید که به راستی این سنت پیامبر شماست و از سوی پروردگار بر شما واجب شده است.
شباهت روز عید فطر با مقامات اخروی در کلام حضرت علی
امیرمؤمنان حضرت علی(ع) در روز عید فطر خطبهای ایراد کردند و فرمودند: ای مردم! همانا این روز، روزی است که در آن نیکوکاران پاداش مییابند و هرزهکاران زیان میبینند. این روز شباهت بسیاری به روز رستاخیز دارد؛ پس وقتی از خانههایتان به سوی مصلا میروید، روزی را یاد کنید که به سوی پروردگارتان بیرون میآیید، هنگامی که به نماز میایستید، به یاد روزی باشید که در پیشگاه پروردگارتان میایستید. وقت بازگشتن به خانههایتان به یاد روزی باشید که به خانههای خود در بهشت باز میگردید.
زینت عید
برای هرچیزی زینتی است؛ چنانکه حضرت امیر(ع) فرمودهاند: زینت حکمت، پارسایی – زینت دانش، بردباری – زینت پرستش، حضور قلب و خشوع و زینت پادشاهی و حکومت، عدالت و دادگری است. در روزهای عید هم اعمال و آیینهایی هست که موجب زینت یافتن و آراسته شدن آن روزهاست؛ از جمله پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «عیدهای خود را با گفتن اللّهاکبر آذین بندید.» و نیز میفرمایند: «عیدهای فطر و قربان را با جملات لاالهالااللّه و اللّهاکبر و الحمدللّه و سبحاناللّه آذین بخشید.»
روز بازگشت به خدا
امام سجاد(ع)، روز عید فطر را روز بازگشت به خداوند میدانند و میفرمایند: «خداوندا، در روز عید فطر که آن را برای اهل ایمان، روز عید و شادی قرار دادی و برای اهل دین خود، روز اجتماعی و همیاری مقرر فرمودی، ما به سویت باز میگردیم و از گناهانمان آمرزش می طلبیم.»
حیات طَیّبه
عید فطر فرصتی است برای آنکه انسان بتواند برای خود زندگی پاک و سالمی به وجود آورد. مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: «ماه رمضان و عید فطر هنگامی مبارک خواهد بود که مسلمانان بتوانند از این فرصت برای خودسازی و به وجود آوردن حیات طَیّبه در نفس خویش استفاده کنند و اصلاً از دیدگاه اسلام، همه فرایض، احکام، تکالیف، واجبات، مستحبات و احکام اجتماعی و فردی، مقدمهای برایِ تسلط بر نفس و زنده شدن روح انسانی در آحاد بشر است..»
درس اول
الهی
پروردگارا، سینه ام را برایم فراخ کن (بگشای ) و کارم را برایم آسان گردان
و گره از زبانم باز کن تا سخنم را بفهمند.
خدایا مرا از تاریکی های پندار خارج کن و مرا با نور فهم گرامی بدار.
خدایا درهای رحمتت را برما بگشای.
و گنجینه های دانش هایت را برما باز کن.
پروردگارا.... پروردگارا آسان بگیر و سخت نگیر.
خدایا قلبم را شاد کن.
خدایا راه آسانی را به سوی محبتت به من نشان بده.
خدایا برای شیطان راهی بر عقل من قرار نده.
و راهنمایی برای باطل بر کار من قرار نده.
خدایا بندگی ات را به ما الهام کن و گناه به درگاهت را از ما دور کن.
(امید ما) به رحمتت است ای مهربان ترین مهربانان.
درس دوم
در خدمت فقیران
هوا گرم است و مردم در خانه هایشان هستند علی (ع) به سوی بازار خارج شد.
اکنون خارج نشو. خورشید سوزان است.
نه .... شاید نیازمندی کمک بخواهد.
و در راه : سنگین است .... سنگین است. ولی چاره ای نیست ...کودکان ... گرسنگی... تشنگی .... چه کار کنم؟!
علی (ع) به او نگاه کرد! سپس آمد و مشک را از او گرفت و به خانه اش برد... و از حال او پرسید:
علی بن ابی طالب همسرم را به مرزها فرستاد ... و بعد از چند روز خبر وفات او را شنیدیم.
و کودکان یتیمی دارم و چیزی ندارم.
و نیاز مرا به خدمت مردم واداشته است.
علـی (ع) غمگین به دار الحکومه رفت و زنبیلـی را که در آن غذا بود برداشت.
پس برگشت و در زد.
چه کسی در می زند؟
من همان بنده ای هستم که مشک را همراه تو برداشت ... در را باز کن.... برای بچّه ها چیزی همراهم است.
خدا از تو راضی باشد و میان من و علی بن ابی طالب داوری کند.
پس علی (ع) وارد شد و گفت:
من به دست آوردن ثواب را دوست دارم. پس یکی از این دو کار را انتخاب کن: تهیه کردن نان یا بازی کردن با بچّه ها را.
من از تو در تهیه نان تواناتر هستم. پس تو با بچه ها بازی کن.
پس علی (ع) از میان آنان به سوی دو کودک کوچک رفت و نان در دهان آن دو گذاشت در حالی که به هر یک از آن دو می گفت:
ای پسرکم! علی ابن ابی طالب را در آنچه بر شما گذشت حلال کن.
و بعد از ساعتی.
برادرم تنور را روشن کن .
خدایا خیر و ثوابت را بر این مرد فرو بریز ... ولی ... علی بن ابی طالب ...چگونه ... ؟! او به حال محرومان نگاه نمی کند ... ما محروم هستیم ولی او ... !
پس علی (ع) اقدام به روشن کردن آن نمود.
سپس وقتی آن را روشن کرد:
ای علی بچش. این سزای کسی است که درماندگان ویتیمان رافراموش کرده است
در این هنگام زنی آمد و خلیفه ی مسلمانان را دید و تعجب کرد.
وای بر تو ... آیا می دانی او کیست؟ او امیر المؤمنین است.
وای بر من . چه کار کنم؟پس به سوی او رفت در حالی که معذرت می خواست.
شرمم باد ... شرمم باد ... ببخشید ... معذرت ... ای امیر المؤمنین ... ببخشید ...
نه ... نه .... بلکه من از تو شرمم باد به خاطر اینکه در کار تو کوتاهی کرده ام .
درس سوم
کتاب زندگی
علم و دین دو بال برای انسان هستند که جز با آن دو نمی تواند پرواز کند و امّت اسلامی امّتی حرکت کننده به سوی کمال و رشد است و به این دو بال نیازمند است.
و اسلام از هنگام ظهورش مسلمانان را به فکر کردن ویادگیری تشویق کرده است.
و اینک بعضی از این آیه ها :
1- اصل جهان:
که آسمان ها و زمین بسته بودند و آن دو را باز کردیم.
اصل جهان راز پیچیده ای است و این آیه به جهانیان درباره حقیقت این امر در خلال سخنانی مختصر و مفید خبر می دهد: " آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند سپس خداوند آن دو را از هم جدا کرد."
محقّقان در علم اختر شناسی در قرن بیستم به نظریّه ای رسیده اند که خلاصه اش این است که مادّه ی نخستینِ جهان جامد بود. سپس انفجار شدیدی روی داد و اجزای آن مادّه جدا شد و آسمان ها و زمین تشکیل شد.
2- خورشید و ماه :
و ماه را درآن ها (در آسمان ها ) نور و خورشید را چراغ قرار داد.
کلمه ی "چراغ" چیزی را بیان می کند که دارای نور است و از خودش گرما دارد و کلمه ی "نور" ، نور محض را بیان می کند که گرمایی در آن نیست.
و آیه می گوید: ماه نوری را می فرستد که گرمایی ندارد و از منبعی غیر خودش است. امّا خورشید خود به خود فروزان است و منبع نور و گرماست.
و انسان حقیقت ماه را نشناخت جز در قرن بیستم و بعد از فرود آمدن اولین انسان بر سطح آن و کشف اینکه آن تنها سیّاره ای سرد و خاموش است که هیچ اثری از آب و زندگی در آن نیست و نور خورشید را منعکس می کند.
3- چرخش زمین:
و کوهها را می بینی. آن ها را جامد می پنداری در حالی که همچون ابر حرکت می کنند.
اگر به کوهها نگاه کنی آن ها ثابت می پنداری ولی حقیقت غیر این است. کوه ها همان طور که ابر حرکت می کند در برابر تو در حرکتندو علّت آن چرخش و حرکت زمینی است.
حرکت زمین در عصر ما بر کسی مخفی نیست ولی تا قرن های اخیر بر انسان نا معلوم بود و داستان گالیله در این زمینه مشهور است.
این پاره ای اشاره های علمی در قرآن کریم بود که علم تا به حال حقیقت آن را کشف کرده است.
و می دانیم که اشاره های علمی در آیه ها ی قرآن کریم فـی نفسه هدف نیست بلکه آیه هایی است که راست بودنِ ادّعای نازل شدنِ قرآن را از جانب خداوند تبارک و تعالی ( نام او پر برکت و بلند بادا) برای ما ثابت می کند.
به راستی که در آن آیه هایی وجود دارد برای قومی که می اندیشند.
درس چهارم
زیبایی علم
از ذکر ترانه های بی معنی و مفهوم و لهو و لعب دوری کن.
و سخن حق را بازگو و از بیهوده گویان دوری کن.
و تقوای خدا پیشه کن زیرا تقوای خدا به قلب انسانی نزدیک نشد مگر اینکه به آن برسد.
کسی که راهزنی می کند قهرمان نیست،قهرمان کسی است که تقوای خدا پیشه کند.
کجایند نمرود و کنعان و آنکه مالک زمین شد و مقام داد و برکنار کرد؟
علم را طلب کن و تنبلی نکن زیرا چه دور است خیر و برکت بر تنبل ها !
و خواب را ترک کن و [علم را ] به دست آور زیرا کسی که خواسته را بشناسد، آنچه را بخشش کند خوار و کوچک شمارد.
در افزایش علم، به خاک افکندنِ دشمنان وجود دارد و زیباییِ علم، اصلاح عمل است.
هرگز نگو: اصل و نسب من . اصل جوانمرد چیزی است که خودش آن را به دست آورده است.
ارزش انسان به چیزی است که آن را به نیکی انجام داده . خواه آن را زیاد انجام داده باشد یا کم.
آرزوها را در دنیا کم کن تا رستگار شوی. زیرا که نشانه ی عقل، کوتاه کردنِ آرزوست.
درس پنجم
آهو و ماه
من شکارچی هستم. برای شکار حیوانات کمیاب به مناطق مختلف سفر می کنم. در یکی از این سفرها هفته ی کاملـی را در یکی از جزایر استوایی گذراندم. آثار آهویی دارای شاخ های زیبا را جست و جو کردم که در این منطقه زندگی می کرد.
در این شکار یکی از ساکنان جزیره به من کمک کرد او به راه های جنگل هایش آگاه بود. وقتی خورشید غروب کرد زیر درختی مشرف به تپّه ای شنی نشستیم. اشعه ی نقره ای ماه ظاهر شد و منظره ی زیبایی شد که قلب ها را شیفته می کرد. (می فریفت)
در این هنگام آهویی را دیدم که به آرامی روی شن راه می رفت تا اینکه به قلّه ی یکی از تپّه ها رسید و نشست.
نگاه کن .... نگاه کن .... این همان آهویی است که در طول روز دنبال آن گشتم. به شاخ های زیبای گرانبهایش نگاه کن که مانند نقره ی برّاق در نورماه ظاهر شد.
آهو به وجود ما پی نبُرد. پس در نقطه ای ایستاد در حالـی که با شگفتی به ماه می نگریست پس سلاحم را درآوردم ولی دستم قبول نکرد .
چگونه آهویی را می کشی که به زیبایی عشق می ورزد همان طور که تو به آن عشق می ورزی؟!
(آهو) محلّ امن خود را در میان درختان برای دیدن ماه و مناجات با او ترک کرده است.
سلاح را بر زمین نهادم و به دوستم گفتم:نه این آهو را نمی کشم نظرت چیست؟!
آفرین حق با توست این حیوانی با احساس است که به زیبایی عشق می ورزد.
ادامه مطلب...
وقتى نبىّ اكرم صلىاللهعليهوآله سخن از حريص به دنيا پيش آورد فرمود : چه بسا آشفته ، گرد آلوده ، خانه به دوش و آوارهاى از اين شهر به آن شهر و از اين سفر به آن سفر كه خوراك و لباس و تغذيهاش با حرام است و دست به دعا برمىدارد و يا رب يا رب مىگويد ، چگونه اين آدمى كه غرق در حرام است دعايش مستجاب شود ؟
عَنِ النَّبِىِّ صلىاللهعليهوآله أَنَّ لِلّهِ مَلَكاً عَلى بَيْتِ الْمَقْدَسِ يُنادى كُلَّ لَيْلَةٍ مَنْ أَكَلَ حَراماً لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ صَرْفٌ وَلا عَدْلٌ .
از نبىّ بزرگ صلىاللهعليهوآله نقل شده : خدا را ملكى است بر بيت المقدس هر شب فرياد مىكند : هركس حرام بخورد مستحب و واجبى از او پذيرفته نيست !!
وَقالَ صلىاللهعليهوآله : مَنِ اشْتَرى ثَوْباً بِعَشَرَةَ دَراهِمَ وَفى ثَمَنِهِ دِرْهَمُ حَرامٍ لَمْ يَقْبَلِ اللّهُ تَعالى صَلاتَهُ مادامَ عَلَيْهِ مِنْهُ شَىْءٌ .
و نيز پيامبر عزيز صلىاللهعليهوآله فرمود : كسى كه پيراهنى را به ده درهم بخرد و در آن ده درهم درهمى از حرام باشد ، تا وقتى چيزى از آن پيراهن بر اوست خدا نمازش را قبول نمىكند .
وَقالَ صلىاللهعليهوآله : كُلُّ لَحْمٍ نَبَتَ مِنْ حَرامٍ فَالنَّارُ أَوْلى بِهِ .
و نيز آن حضرت فرمود : هر گوشتى از حرام برويد ، آتش به او سزاوارتر است .
وَقالَ صلىاللهعليهوآله : مَنْ أَصابَ مالاً مِنْ مَأْثَمٍ فَوَصَلَ بِهِ رَحِماً أَوْ تَصَّدَقَ بِهِ أَوْ أَنْفَقَهُ فى سَبيلِ اللّهِ جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ جَميعاً ثُمَّ قَذَفَهُ فى النّارِ.
و نيز آن رهبر بزرگ فرمود : كسى كه از طريق گناه به مالى برسد و با آن صله رحم كند ، يا صدقه بدهد ، يا در راه خدا انفاق كند ، خداوند همه آن اموال را جمع كند و با صاحبش به آتش جهنّم اندازد .
عَنِ الصَّادِقِ عليهالسلام : إِذَا اكْتَسَبَ الرَّجُلُ مالاً مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ ثُمَّ حَجَّ فَلَبّى نُودِىَ لا لَبَّيْكَ وَلا سَعْدَيْكَ وَإِنْ كانَ مِنْ حِلِّهِ نُودِىَ لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ.
امام صادق عليهالسلام فرمود : مرد وقتى از غير حلال كسب مال كند و با آن به حج برود و تلبيه بگويد ، به او گفته مىشود : لا لبّيك و لا سعديك و اگر از مال حلال باشد ، لبّيك او را جواب مىگويد .
وَعَنْهُ عليهالسلام : كَسبُ الْحَرامِ يَبينُ فى الذُّرِيَّةِ .
و نيز حضرت صادق عليهالسلام فرمود : مال حرام آثارش در نسل آشكار مىشود .
مىگويند : حجّاج بن يوسف ثقفى كه در پليدى و خباثت نظير نداشت به كوفه آمد و آنجا را از طرف عبدالملك مقرّ حكومت خود قرار داد ، به او گفتند : در اين شهر ، افرادى مستجاب الدعوه هستند . گفت : همه آنها را كنار سفره من حاضر كنيد ، همه را آوردند . به آنان گفت : غذا بخوريد ، آنها هم از آن سفره خوردند .
سپس به آنان گفت : برويد . چون رفتند ، به اطرافيانش گفت : با اين غذاى حرامى كه اينان خوردند ، مطمئن باشيد كه ديگر دعايشان مستجاب نخواهد شد !!
چه نيكوست كه انسان توجّه داشته باشد كه مدّت اقامتش در دنيا بسيار كم است و عمر هم چون برق زودگذر است ؛ اين عمر كوتاه و زودگذر به اين نمىارزد كه انسان براى يك لقمه نان و يك يا دو دست لباس و يك خانه ، خودش و اهل و عيالش را به حرام آلوده كند و دست به ربا و رشوه و غصب و دزدى و تجاوز و غارت ببرد ، در حالى كه خداى بزرگ روزى انسان را از حلال قرار داده و آدمى را از حرام نهى كرده است تا كى بايد گرفتار دام دنيا باشيم و تا چه وقت بايد دچار اسارت هوى و هوس بوده و عمر گرانمايه را به بىخبرى سپرى كنيم ؛ آخر براى اين شكم ناقابل و بدن بىمقدار ، چرا بايد آلوده به گناه و تجاوز شويم و شكم و شهوت را به جاى خدا معبود خود گرفته و تمام لحظات خود را در فرمان آن دو تمام كنيم !!
مگر ارزش شكم و قيمت شهوت چه اندازه است ، كه آن دو را با خدا عوض كرده و به سعادت ابدى و هميشگى خود ضربههاى غير قابل جبران وارد كنيم .
كارى نكنيم كه روز توبه دير شود و وقتى به خود آييم كه يك جو براى ما سود نداشته باشد و التماس كنيم كه خدايا ! ما را به دنيا برگردان تا مؤمن شده و عمل صالح بجاى آريم و در جواب ما بگويند : ساكت باش ، برگشتنى براى تو نيست ، وقت جبران خطاكارى گذشته .
بياييد تا فرصت داريم از عمر پرقيمت خود در راه خدا وبراى خدا استفاده كنيم و اين چند صباح محدود را خرج حضرت دوست كرده ، با انجام كارهاى خداپسندانه تمام كنيم و به قول فيض كاشانى آن مست جام وحدت :
وقت آن است كه جوينده اسرار شويم
روح را پاك برآريم زآلايش تن
عشق را كاش بدانيم كدام است دكان
جاى آن دارد اگر صد دل و صد جان بدهيم
گره دل نگشايد به سر انگشت خرد
كار عشق است بيا از پى اين كار شويم
*
بگذاريم تن كار و دلِ كار شويم
پيشتر زان كه اجل آيد و مردار شويم
تا دو صد جان به كف آريم و خريدار شويم
قابل مرحمت يك نظر يار شويم
كار عشق است بيا از پى اين كار شويم
از رسول بزرگوار اسلام صلىاللهعليهوآله نقل شده كه نخوردن يك لقمه حرام نزد خداوند، از دو هزار ركعت نماز مستحب بهتر است .
امام صادق عليهالسلام فرمود : رد كردن يك درهم به صاحبش كه راضى نيست پيش انسان بماند ، نزد حق با هفتاد حج قبول شده برابر است .
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود : قومى وارد قيامت مىشوند كه حسنات آنها مانند كوههاى تهامه است ، ولى آنان را به آتش مىبرند . عرض كردند : در پرونده آنان نماز هست ؟ فرمود : آرى . گفتند : روزه دارند ؟ فرمود : آرى ؛ حتّى در پرونده خود نماز شب هم دارند ، ولى آنچه باعث به آتش رفتن آنها است ، اين است كه در برخورد به مال دنيا رعايت حلال و حرام خدا را ننمودند!!
و نيز از آن حضرت نقل شده كه فرمودند : از طرف حق به من امر شد كه قوم خود را بترسان ، به آنان بگو : داخل مسجد مىشويد در حالى كه از بندهاى از بندگانم بر گردن شما حقّى است كه با حبس اين حق به او ظلم شده ، تا زمانى كه در مسجد ، در حال نماز در محضر من ايستادهايد ، من شما را لعنت مىكنم .
آرى ، اين چند روزه محدود دنيا بايد با دقّت و مراقبت و بيدارى و محاسبت زندگى كرد تا در پيشگاه حق از صالحين شويم و به فرموده امام صادق عليهالسلام :[ ثُمَّ مَنْ رَعى عِلْمَهُ عَنِ الْهَوى وَدينَهُ عَنِ الْبِدْعَةِ وَمالَهُ عَنِ الْحَرامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَةِ الصَّالِحينَ ]سپس هركس علمش را از هوى و دينش را از بدعت و مالش را از حرام حفظ كند پس او از جمله صالحين است .
[ قالَ النَّبِىُّ صلىاللهعليهوآله : طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ وَمُسْلِمَة وَهُوَ عِلْمُ الأَنْفُسِ ]
امام صادق عليهالسلام مىفرمايد ، پيامبر عزيز اسلام صلىاللهعليهوآله فرمود :
طلب دانش بر هر مرد و زنى واجب است و آن شناخت نفس است .
لباس بهشتی ازآن کسانی خواهد بود که دو ویژگی داشته باشند؛ایمان و عمل صالح،و بهرهمندی ازاین لباس مخصوص کسانی خواهدبود که واردبهشت میشوند.لیکن آنها که بخاطراعمالشان به جهنم میرونددرآنجا باید لباس خاص آن مکان را بپوشند.
لباس بهشتی
جهاد دری ازدرهای بهشت است،وتقوا حافظ ایمان است وجز با جهاد درراه خدا حفظ نمیشود،دراین میان،خداوند به مجاهدانِ درراهش ومتقّین، بشارت ومژدهی بهشتهایی را میدهدکه درآن با لباسهای فاخرونفیس جاودانه میمانند:«اِنّ الذین آمنوا وعملوا الصالحات،انّا نضیع اَجرَمَن اَحسَنَ عملاً،اولئک لهم جَناتُ عَدنٍ تجری من تحتهم الانهار،یُحَلّون مِن أساور مِن ذَهَبٍ و یَلبسِون ثیابا خُضراً مِن سُندسٍ واستبرقٍ متکئین فیها علی الارائک،نِعم الثواب و حَسُنَت مرتفَقَاً : آنان که ایمان آوردند وکارنیکو انجام دادند،ما اجر هر که را که نیکو انجام دهد از بین نمیبریم،آنها باغهای جاودانهای دارندکه جویبارها از زیرشان جاری است،آنها با دستبندهایی ازطلا آراسته میشوند و لباسهای سبزی ازحریرو دیبا میپوشند، و در بهشت برتختها تکیه میدهند،چه نیکو اجروآرامگاهی است»(کهف/ 3).
ملافتح الله کاشانی درتفسیراین آیه مینویسد: (ملا فتح الله کاشانی،پیشین،ج5،ص351) «اخضرار ثیاب(سبزبودن لباس)به جهت آن است که خضرت وسبزی،حسن الوان است و طراوتش اکثر و سندس و استبرق نیزجمع بینالنوعین است که براین آیه دلالت دارد:«فیها ما تشتهیه الأنفسُ وتلذّ الأعینُ:درآنجا هرچه نفوس را برآن میل است و چشمها را شوق و لذت،مهیّا باشد».(زخرف،71)
مفهوم آیه بیانگر دو نوع لباس وجامهی بهشتی است که یکی لباس سبز ازابریشم و حریر نازک و دیگری از ابریشم وحریر ضخیم و زربفت است.(شیخ طبرسی،پیشین،جلد3،ص466)
آیادر بهشت گرما و سرما وجود دارد ؟
البته باید بیان کرد که دربهشت گرماوسرمای شدیدی وجود نداردتا بوسیله پوشیدن لباس رفع شود،بلکه اینها اشاره به لباسهای متنوع وگوناگون بهشتی است،مسلماً الفاظ وکلمات ماکه برای رفع حاجت درزندگی روزمرهی دنیا وضع شده است قادر نیست،مسائل آن جهان بزرگ وکامل راتوصیف کندبلکه تنها میتواندماننداین آیه اشاراتی به آن باشد،هرچند که بعضی نیز تفاوت این لباسها را اشاره به تفاوت مقام قرب بهشتیان دانستهاند.(مکارم شیرازی، پیشین ،ج 21، ص 211)
واین جامههای فاخرنیست مگر ازآن کسانیکه در این دنیا ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند و فریب شیطان را نخوردند :
« ان الله یدخل الذین امنوا وعملواالصالحات جنّات تجری من تحتها الأنهار یُحلّون فیها من أساور مِن ذهبٍ ولؤلؤولباسُهم فیها حریر:قطعاً خداوندکسانیکه ایمان آورندونیکوکار شدندرا داخل باغهایی ازبهشت میکند که اززیرش جویبارها جاری است،درآنجا با دستبندهایی ازطلا ومروارید آراسته میشوند ولباس آنها درآنجا حریراست».(حج/23)
آنان که ایمان آوردند وکارنیکو انجام دادند،ما اجر هر که را که نیکو انجام دهد از بین نمیبریم،آنها باغهای جاودانهای دارندکه جویبارها از زیرشان جاری است،آنها با دستبندهایی ازطلا آراسته میشوند و لباسهای سبزی ازحریرو دیبا میپوشند، و در بهشت برتختها تکیه میدهند،چه نیکو اجروآرامگاهی است
لباس جهنمی
لباس بهشتی ازآن کسانی خواهد بود که دو ویژگی داشته باشند؛ایمان و عمل صالح،و بهرهمندی ازاین لباس مخصوص کسانی خواهدبود که واردبهشت میشوند.لیکن آنها که بخاطراعمالشان به جهنم میرونددرآنجا باید لباس خاص آن مکان را بپوشند.
خداونددرسوره ابراهیم آیه 49و50 دروصف لباس جهنمیان چنین فرموده است:
« وتری المجرمین یومئذٍ مقرّنین فی الأصفاد سرابیلهم من قطران تغشی فی وجوههم النار: درآن روز گناهکاران را میبینی که درزیر چرخ قهر خداوند قرار دارند،پیراهنهایشان ازمس گداختهی آتشین است و شعلهی آتش چهرهی آنها را میپوشاند.»
شیخ طبرسی می گوید: قطران چیزی است سیاه، بد بو و چسبنده که بربدن شتر میمالند.(شیخ طبرسی ، پیشین،ج 4، ص 77)
این ماده از درختی به نام «ابهل»گرفته میشود و آن را میجوشانند تا سفت شود و جسمی سیاه، بد بو و قابل اشتعال بدست آید(شیخ طبرسی ، پیشین،ج 4، ص 77).
مفهوم جمله « سرابیلهم من قطران» این است که به جای لباس ، بدنهای آنان را ازنوعی مادهّی سیاهرنگ و بدبوی قابل اشتعال میپوشانند، لباسی که هم زشت و بد منظر است و هم بد بو و قابل سوختن و شعله و رشدن و با داشتن این عیوب، بدترین نوع لباس محسوب میشود، چرا که لباس را برای آن میپوشندکه زینت انسان باشدو نیز او را ازسرما وگرما حفظ کند درحالیکه این لباس هم زشت است و هم سوزاننده و مضّر.
آیات قرآن کریم ، حلقه هایی از اعمال انجام شده در دنیا
سید قطب درتفسیرفی ظلال القرآن به طرز بسیار زیبایی این آیات را تفسیر کرده است.ایشان معتقد است که این آیات گویی صحنههایی ازحلقههای یک فیلم هستندوخداوند به شکلی متوالی عذاب کافران وپاداش متقین را به تصویر میکشد:« فاما الذین کفروا قطعت لهم ثیاب من نار،یصیب من فوق رؤوسهم الحمیم،یصهر به مانی بطونهم و الجلودولهم مقامع من حریر،ذوقوا عذاب الحریق.هذه ثیاب من النار تقطع وتفصل وهذا حمیم ساخن یصیب من فوق الرؤوس وهذا هو العذاب یشتّدویتجاوزالطاقه واما الذین آمنوا فهم هنالک فی الجنّات تجری من تحتها الانهار،وملابسهم لم تقطع من النار إنما فصلت من الحریرولهم فوقها حلی من الذهب واللؤلؤ هولاء فی نعمه الطمانینه و الیسرو التوفیق هنا مشهدمن مشاهده القیامه یتجلّی فیه الاکرام و الهوان،فی صوره واقع شهید کأنه معروض للعیان(سیدقطب،فی ظلال القرآن،الدرس السادس ، ص 2415) :آنانکه کفر ورزیدند لباسهایی ازآتش آنها را در بر میگیرد و آتشگداخته برسرآنها فرودآیدو شکمهاوپوستهایشان را میسوازند واین عذابی سخت وطاقتفرسا است ودرمقابل کسانیکه ایمان آوردهانددربهشتهایی جاویدان سکنیگیرند ولباسهایشان از حریر و ابریشم است که با حلّههای طلا و مروارید تزیین شدهاند و این آیات صحنهای ازصحنههای روز قیامت هستند که درآن بوضوح اکرام واحترام بهشتیان وذلت وخواری جهنمیان بهتصویرکشیدهشده است.درحقیقت«قطران»که درجهان دیگر لباس جهنمیان را تشکیل میدهدگوئی تجسمی ازاعمال آنان دراین جهان است و منظور از پوشانده شدن صورتشان به شعلههای آتش این است که وقتی لباس قطران شعلهورشود نه تنها اندام بلکه صورتهای آنان را هم که به قطران آلوده نیست را درمیان شعلههایش میسوازند(مکارم شیرازی، پیشین ،ج 10، ص 378)
نتیجه گیری
درکتاب الهی از پنج نوع لباس نام برده شده است:لباس ظاهری که ازآن به عنوان نعمت و هبه یاد فرموده و انسان باید نسبت به این نعمت شاکر باشد و از مسئله شب و وضع زندگی زن و مرد نسبت به یکدیگر و اینکه هر یک برای دیگری ازجهاتی به منزلهی پوششاند، تعبیر به لباس طبیعی نموده است. پس از آن لباس تقوا را که در دنیا انسان را ازتمام آلودگیهای اعتقادی، عملی و اخلاقی حفظ کرده و درآخرت از عذاب الهی درامان میدارد، نام برده است و در پایان به لباسهای سبز حریر و دیبای بهشتیان و پیراهنهای آغشته به مس گداختهی جهنمیان اشاره نموده است.
شایسته است که انسان دراین دنیا خود را ملبس به لباس تقوا کندو از لباس ظاهر جهت عبادت وخدمت به خلق بهره بَردو از لباس طبیعی نیز برای رضای دوست استفاده کند تا در جهان آخرت لباس بهشتی بر او پوشانده شود و ازلباس عذاب در امان ماند.
معرفی كنسول XBOX360
اكثر شما با دستگاههای بازیهای كامپیوتری (كنسولهای بازی) آشنایی دارید و احتمالا با آنها بازی كردهاید. كنسولهایی مانند آتاری، میكرو، سگا و در سالهای اخیر پلی استیشن (PlayStation) از این دستگاهها هستند. بعد از وارد شدن كنسولPlayStation 2 به بازار جهانی در سال 2000میلادی توسط شركت سونی، شركت مایكروسافت (Microsoft) كه معتبرترین شركت نرم افزاری در جهان است، در سال 2002 میلادی اولین كنسول بازی خود را با نام XBOX وارد بازار كرد. در آن سال مایكروسافت توانست با كمك پردازنده Intel و همچنین پردازندهی گرافیكی NVIDIA كنسولی ارائه دهد كه از نظر سختافزاری قویتر از كنسول رقیب یعنی PlayStation 2 باشد، اما با این وجود نتوانست آنطور كه باید، با این كنسول رقابت كند. نسل جدید كنسولهای بازی كه در حال حاضر آخرین نسل از كنسولهای موجود در بازار هستند، ابتدا در سال 2005 میلادی توسط مایكروسافت ارائه شدند. در این سال مایكروسافت با كنسول جدید خود به نام XBOX 360 توانست زود تر از رقیب خود یعنی سونی، كنسولی پیشرفته را در اختیار کاربران یا به اصطلاح گیمرها قرار دهد. شركت سونی اخیرا كنسول PlayStation 3 خود را با اختلاف بیش از یك سال نسبت به مایكروسافت وارد بازار كرده است كه رقیب اصلی XBOX 360 محسوب میشود. هدف از نامگذاری این كنسول به نام XBOX 360 این است كه این كنسول نه تنها نیازهای مربوط به بازی را برای كاربر مرتفع میسازد، بلکه این توانایی را دارد كه به عنوان یك مركز چند رسانهای یا Multimedia Center در خانه مورد استفاده قرار گیرد و به صورت 360 درجه (جامع) نیازهای دیجیتال كاربر را مورد پوشش خود قرار دهد. اما هدف اصلی از خرید این كنسول برای اكثر كابران استفاده از بازیهای سه بعدی فوق العاده با كیفیت بر روی این كنسول است. در حال حاضر این کنسول در سه بستهبندی مختلف با نامهایXBOX 360 Premium ، XBOX 360 Core System و XBOX 360 Elite عرضه میشود. مشخصات هر کدام از این بستهبندیها را در زیر مشاهده می کنید:
• XBOX 360 Core System ـ این بستهبندی شامل یک کنسول، دستهی کنترلر بازی باسیم، منبع تغذیهی برق و کابل Composite AV است. این بستهبندی ارزانترین مدل XBOX 360 میباشد.
• XBOX 360 Premium ـ این بستهبندی شامل کنسول، هارد دیسک 20 گیگابایتی، دستهی کنترلر بازی بیسیم به همراه دو باتری، هدست مخصوص بازی، کابل شبکه، منبع تغذیهی برق و کابل Component HD میشود. این بستهبندی که رایجترین مدل XBOX 360 است بهترین انتخاب برای اغلب کاربران میباشد.
• XBOX 360 Elite ـ این بستهبندی در سال 2007 عرضه شده و با بستهبندی Premium متفاوت است. رنگ مشکی بدنهی کنسول و دستهی کنترلر بازی و همچنین هدست، اولین تفاوتی است که به چشم میخورد. اما تفاوتهای اساسی در قسمتهای دیگر آن است. وجود یک پورت HDMI و هارد دیسک 120 گیگابایتی اصلیترین تفاوتهای Premium وElite به شمار میروند. این بستهبندی در حال حاضر در ایران بسیار کمیاب بوده و البته با قیمت بالای خود برای کاربران صرفهی اقتصادی ندارد. معمولا منطقیترین انتخاب را میتوان همان Premium دانست. به دلیل داشتن امکانات لازم برای استفادهی کامل از کنسول، این بستهبندی پیشنهاد اول ما برای شما ست. مدل Core را میتوانید همراه با یک هارد دیسک خریداری کنید تا بتوانید همانند یک کنسول Premium از امکانات هارد دیسک هم بهرهمند شوید. مدل Elite هم به دلیل داشتن قیمت بسیار بالا نسبت به امکانات، به صرفه نیست مگر برای کاربری که واقعا قصد استفادهی بهینه از پورت HDMI این مدل را داشته باشد.
دستهی بازی در XBOX 360
کنسول XBOX 360 حداکثر ازچهار کنترلر بیسیم و سیمدار به صورت همزمان پشتیبانی میکند. کنترلهایی که به صورت سیمی به کنسول مرتبط میشوند، به وسیلهی سه کانکتور جلویی و یک کانکتور پشتی دستگاه به کنسول مرتبط شدهاند. همچنین کنسول XBOX 360 از صفحه کلید USBبرای اتصال به دستگاه پشتیبانی میکند. اما در این حالت صفحه کلید بیشتر برای وارد کردن اطلاعات و متن کاربرد دارد و نمیتوان از آن برای اجرای بازی استفاده کرد. البته دستهی بازی طراحی شده در این کنسول از لحاظ طراحی شباهت فراوانی به دستهی بازی نوع Sکنسول XBOX دارد. نوع سیمدار این دسته نیز دارای سیمی به طول 2.47 متر است تا کاربر بتواند با فاصلهی مناسبی از تلویزیون قرار گیرد و به راحتی به بازی دلخواه خود بپردازد. قابلیت جالبی که در این نوع گیم پد وجود دارد، هماهنگی آن با تمام دستگاههای مجهز به USBو سیستم عامل ویندوز XPاست که این موضوع امکان استفاده از آن را روی کامپیوتر امکان پذیر میسازد.
نوع بیسیم این دسته بازی نیز، فاصلهی 9 متر را با باتری AAاز نوع NimH پشتیبانی میکند که این فاصله برای یک دسته بازی بیسیم فاصلهی مناسبی است. شرکت مایکروسافت برای آگاهی کاربر از فعال بودن دستهی بیسیم، قابلیت جالبی را در کنسول 360XBOX تعبیه کرده است. برای این منظور در صورت اتصال دسته به کنسولXBOX360، در اطراف دکمهی پاور دستگاه، چراغی روشن میشود که به وسیلهی آن کاربر قادر خواهد بود از ارتباط میان کنسول و دسته آگاه شود. همچنین در صورت کاهش توان باتری گیم پد بی سیم، چراغ اطراف پاور به صورت چشمکزن به کاربر هشدار خواهد داد.
امکانات کلی XBOX 360
• هارددیسک پرتابل ـ این دستگاه به یک هارددیسک بیست گیگابایتی SATA مجهز میباشد که امکان ذخیرهی بازی، موسیقی و دموهای مختلف را به کاربر میدهد. 14 گیگابایت از فضای این هارددیسک برای کاربر قابل استفاده است، زیرا حدود 6 گیگابایت از فضای این هارددیسک توسط نرم افزار و امکانات جانبی موجود در کنسول استفاده شده است.
• کارت حافظه ـ وجود یک کارت حافظهی 64 مگابایتی، امکان انتقال ذخیرهی بازی را به کاربر میدهد. با وجود این کارت حافظه، کاربر قادر است پروفایل خود را از کنسولی به کنسول دیگر انتقال دهد و بدون کوچکترین مشکلی، بازی خود را در یک کنسول دیگر ادامه دهد. ضمن اینکه هم اکنون حافظههای جدیدی با ظرفیت 256 مگابایت به بازار عرضه شده که از سرعت و قابلیتهای بالاتری نسبت به این نوع حافظهها برخوردار هستند.
• کارت شبکه بی سیم ـ وجود کارت شبکه بیسیم با قابلیت پشتیبانی از انواع فرمتهای انتقال داده در شبکه، امکان ارتباط کنسول XBOX 360 را با انواع شبکههای بیسیم مهیا میکند. البته این کارت شبکه به صورت مجزا و با قیمتی حدود 90 هزار تومان به فروش میرسد.
• گوشی ـ وجود گوشی به کاربر امکان میدهد هنگامی که با مشخصهی XBOX Live با دیگر دوستان خود در حال بازی است، بتواند به طور همزمان با آنها صحبت کند. این گوشی در کنسول XBOX 360 به کانکتوری که در زیر دستهی بازی قرار دارد، وصل میشود و این مساله امکان استفادهی سریع از این وسیله را فراهم میکند.
• کنترل چند رسانه جهانی ـ این وسیله در شنیدن موسیقی و پخش DVD کاربرد فراوانی دارد. این کنترل از نسخهی اولیهی آن که در کنسول XBOX 360 نسخهی Premium وجود داشت، بزرگتر است و از لحاظ امکانات و قابلیتها، از نسخهی قبلی خود کاملتر است و این مساله استفادهی آن را در کاربردهای مختلف افزایش میدهد. این کنترل به وسیلهی رابط مادون قرمز (infrared) با کنسول XBOX 360 ارتباط برقرار میکند.
• شارژ قدرتمند ـ شرکت مایکروسافت یک شارژر پیشرفته را برای شارژ باتری های موجود در دستههای بیسیم قرار داده تا کاربر بتواند با استفاده از آن، در مدتی کوتاه، باتری دستهی بازی خود را شارژ کند.
ادامه مطلب...
مقدمه
تمام انسانها در زندگی خويش از فراز و نشيب برخوردارند و با مشکلات مختلفی مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشکل دچار ضعف و ناتوانی مي گردند و سعی مي کنند با کمک و راهنمايی درد آشنايان خود را از مهلکه نجات دهند و با يافتن " الگوها " در هر زمينه ای ، و سپس تبعيت از آن ، وظايف خويشتن را بخوبی انجام دهند و مشکلات و دردهای خويش را تسکين بخشند . يکی از اين اسوه ها پيامبراکرم ( ص ) است که قرآن مجيد هم اين حضرت را به همين نام معرفی مي فرمايد . بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال " الگوی " ديگر و جانشين برای آن حضرت باشيم ، به پيشوای بزرگی همچون مولای متقيان حضرت علی ( ع ) خواهيم رسيد ، و چه زيباست که برای پذيرش اخلاق و رفتار حسنه ايشان ، زندگی پر فراز و نشيب و سراسر شگفتی آن حضرت را مرور کنيم .
کيفيت ولادت
حضرت علی ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمی است که پدر و مادر او هر دوفرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عاليه انسانی در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت وبسياری از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يک از اين فضيلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع )
موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و کتابهايی که از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که اين خانه را ساخت ، و به حق
" کودکی که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که ديوار جنوب شرقی کعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مکان گيتی مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شکاف ديوار که دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت : " پيامی از غيب شنيدم که نامش را " علی " بگذار . "
دوران کودکي
حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا که خداوند مي خواست ايشان به کمالات بيشتری نائل آيد ، پيامبر اکرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنکه ، خشکسالی عجيبی در مکه واقع شد . ابوطالب عموی پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگی روبرو شد . رسول اکرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند که هر يک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشی در کار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ، علی ( ع ) را به خانه خود بردند .
به اين طريق حضرت علی ( ع ) به طور کامل در کنار پيامبر قرار گرفت . علی ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پيامبر از شهر خارج مي شد و به کوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد .
بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع )
شکی نيست که سبقت در کارهای خير نوعی امتياز و فضيلت است . و خداونددر آيات بسياری بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يکديگر دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علی ( ع ) است که او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين باره مي گويد : بدان که در ميان اکابر و بزرگان و متکلمين گروه " معتزله " اختلافی
نيست که علي بن ابيطالب نخستين فردی است که به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد کرده است .
حضرت علی ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )
پس از وحی خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبری و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيک وحی فرا رسيد و فرمان دعوت همگانی داده شد . در اين ميان تنها حضرتعلی ( ع ) مجری طرحهای پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتی بود که وی برای آشناکردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال کرد : چه کسی از شما مرا در اين راه کمک مي کند تا برادر و وصی و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پيامبر خدا ! من تو را در اين راه ياری مي کنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : ای خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد که علی ( ع ) برادر و وصی و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر حضرت علی ( ع ) اين است که با شجاعت کامل برای خنثی
کردن توطئه مشرکان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت .
حضرت علی ( ع ) بعد از هجرت
بعد از هجرت حضرت علی ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه ازفضايل علی ( ع ) را بيان مي نمائيم :
1 - جانبازی و فداکاری در ميدان جهاد : حضور وی در 26 غزوه از 27غزوه پيامبر ( ص ) و شرکت در سريه های مختلف از افتخارات و فضايل آن حضرت است .
2 - ضبط و کتابت وحی ( قرآن ) کتابت وحی و تنظيم بسياری از اسناد تاريخی و سياسی و نوشتن نامه های تبليغی و دعوتی از کارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ايشان آيات قرآن چه مکی و چه مدنی ، را ضبط مي کرد . به همين علت است که وی را از کاتبان وحی
و حافظان قرآن به شمار مي آورند . در اين دوران بود که پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پيمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود :
" تو برادر من در اين جهان و سرای ديگر هستی . به خدايی که مرا به حق برانگيخته است ...
تو را به برادری خود انتخاب مي کنم ، اخوتی که دامنه آن هر دو جهان را فرا گيرد . "
حضرت علی ( ع ) داماد رسول اکرم ( ص )
عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس دريافتند جزعلی ( ع ) کسی شايستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی که علی ( ع )
در ميان نخلهای باغ يکی از انصار مشغول آبياری بود موضوع را با ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود :
دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد .
وقتی به حضور رسول اکرم ( ص ) رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد که سخنی بگويد ، تا اينکه رسول اکرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا
شد و حضرت علی ( ع ) با تکيه به فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود :
" آيا صلاح مي دانيد که فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ " پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اکرم ( ص ) نائل آمدند .
ادامه مطلب...
تولد و کودکي
بيش از هزار و چهار صد سال پيش در روز 17 ربيع الاول ( برابر 25آوريل 570 ميلادی ) کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر يثرب ( مدينه ) چشم از جهان فروبست و به ديدار کودکش ( محمد ) نايل نشد. زن عبد الله ، مادر " محمد " آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. برابر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " پسر عزيزش ، محمد را به دايه ای به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاک و دور از آلودگيهای شهر پرورش يابد . " حليمه " زن پاک سرشت مهربان به اين کودک نازنين که قدمش در آن قبيله مايه خير و برکت و افزونی شده بود ، دلبستگی زيادی پيدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمي کرد. کسی نمي دانست اين کودک يتيم که دايه های ديگر از گرفتنش پرهيز داشتند ، روزی و روزگاری پيامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پايان روزگار با عظمت و بزرگی بر زبان ميليونها نفر مسلمان جهان و بر مأذنه ها با صدای بلند برده خواهد شد ، و مايه افتخار جهان و جهانيان خواهد بود . " حليمه " بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمد را که به سن پنج سالگی رسيده بود به مکه باز گردانيد . دو سال بعد که " آمنه " برای ديدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدينه رفت ، فرزند دلبندش را نيز همراه برد . پس از يک ماه ، آمنه با کودکش به مکه برگشت ، اما دربين راه ، در محلی بنام " ابواء " جان به جان آفرين تسليم کرد ، و محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر هر دو يتيم شد و رنج يتيمی در روح و جان لطيفش دو چندان اثر کرد . سپس زنی به نام ام ايمن اين کودک يتيم ، اين نوگل پژمرده باغ زندگی را همراه خود به مکه برد . اين خواست خدا بود که اين کودک در آغاز زندگی از پدر و مادر جدا شود ، تا رنجهای تلخ و جانکاه زندگی را در سرآغاز زندگانی بچشد و در بوته آزمايش قرار گيرد ، تا در آينده ، رنجهای انسانيت را به واقع لمس کند و حال محرومان را نيک دريابد . از آن زمان در دامان پدر بزرگش " عبد المطلب " پرورش يافت . " عبد المطلب " نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود که آثار بزرگی در پيشانی تابناکش ظاهر بود ، مهربانی عميقی نشان مي داد . دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، " محمد " از سرپرستی پدر بزرگ نيز محروم شد . نگرانی " عبد المطلب " در واپسين دم زندگی بخاطر فرزند زاده عزيزش محمد بود . به ناچار " محمد " در سن هشت سالگی به خانه عموی خويش ( ابو طالب ) رفت و تحت سرپرستی عمش قرار گرفت . " ابوطالب " پدر " علی " بود . ابو طالب تا آخرين لحظه های عمرش ، يعنی تا چهل و چند سال با نهايت لطف و مهربانی ، از برادرزاده عزيزش پرستاری و حمايت کرد . حتی در سخت ترين و ناگوارترين پيشامدها که همه اشراف قريش و گردنکشان سيه دل ، برای نابودی " محمد " دست در دست يکديگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمايت برادر زاده اش سپر بلا کرد و از هيچ چيز نهراسيد و ملامت ملامتگران را ناشنيده گرفت .
نوجوانی و جواني
آرامش و وقار و سيمای متفکر " محمد " از زمان نوجوانی در بين همسن و سالهايش کاملا مشخص بود . به قدری ابو طالب او را دوست داشت که هميشه مي خواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رويش کشد و نگذارد درد يتيمی او را آزار دهد . در سن 12سالگی بود که عمويش ابو طالب او را همراهش به سفر تجارتی - که آن زمان در حجاز معمول بود - به شام برد . درهمين سفر در محلی به نام " بصری " که از نواحی شام ( سوريه فعلی ) بود ، ابو طالب به " راهبی " مسيحی که نام وی " بحيرا " بود برخورد کرد . بحيرا هنگام ملاقات محمد - کودک ده يا دوازده ساله - از روی نشانه هايی که در کتابهای مقدس خوانده بود ، با اطمينان دريافت که اين کودک همان پيغمبر آخر الزمان است . باز هم برای اطمينان بيشتر او را به لات و عزی - که نام دو بت از بتهای اهل مکه بود - سوگند داد که در آنچه از وی مي پرسد جز راست و درست بر زبانش نيايد . محمد با اضطراب و ناراحتی گفت ، من اين دو بت را که نام بردی دشمن دارم . مرا به خدا سوگند بده ! بحيرا يقين کرد که اين کودک همان پيامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی و چيزی عقيده ندارد . بحيرا به ابو طالب سفارش زياد کرد تا او را از شر دشمنان بويژه يهوديان نگاهبانی کند ، زيرا او در آينده مأموريت بزرگی به عهده خواهد گرفت . محمد دوران نوجوانی و جوانی را گذراند . در اين دوران که برای افراد عادی ، سن ستيزه جويی و آلودگی به شهوت و هوسهای زودگذر است ، برای محمد جوان ، سنی بود همراه با پاکی ، راستی و درستی ، تفکر و وقار و شرافتمندی و جلال . در راستی و درستی و امانت بی مانند بود . صدق لهجه ، راستی کردار ، ملايمت و صبر و حوصله در تمام حرکاتش ظاهر و آشکار بود . از آلودگيهای محيط آلوده مکه بر کنار ، دامنش از ناپاکی بت پرستی پاک و پاکيزه بود بحدی که موجب شگفتی همگان شده بود ، آن اندازه مورد اعتماد بود که به " محمد امين " مشهور گرديد . " امين " يعنی درست کار و امانتدار . در چهره محمد از همان آغاز نوجوانی و جوانی آثار وقار و قدرت و شجاعت و نيرومندی آشکار بود . در سن پانزده سالگی در يکی از جنگهای قريش با طايفه " هوازن " شرکت داشت و تيرها را از عموهايش بر طرف مي کرد . از اين جا مي توان به قدرت روحی و جسمی محمد پی برد . اين دلاوری بعدها در جنگهای اسلام با درخشندگی هر چه ببيشتر آشکار مي شود ، چنانکه علی ( ع ) که خود از شجاعان روزگار بود درباره محمد ( ص ) گفت : " هر موقع کار در جبهه جنگ بر ما دشوار مي شد ، به رسول خدا پناه مي برديم و کسی از ما به دشمن از او نزديکتر نبود " با اين حال از جنگ و جدالهای بيهوده و کودکانه پرهيز مي کرد . عربستان در آن روزگار مرکز بت پرستی بود . افراد يا قبيله ها بتهايی از چوب و سنگ يا خرما مي ساختند و آنها را مي پرستيدند . محيط زندگی محمد به فحشا و کارهای زشت و می خواری و جنگ و ستيز آلوده بود ، با اين همه آلودگی محيط ، محمد هرگز به هيچ گناه و ناپاکی آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستی همچنان پاک ماند . روزی ابو طالب به عباس که جوانترين عموهايش بود گفت : " هيچ وقت نشنيده ام محمد ( ص ) دروغی بگويد و هرگز نديده ام که با بچه ها در کوچه بازی کند " . از شگفتيهای جهان بشريت است که با آنهمه بی عفتی و بودن زنان و مردان آلوده در آن ديار که حتی به کارهای زشت خود افتخار مي کردند و زنان بدکار بر بالای بام خانه خود بيرق نصب مي نمودند ، محمد ( ص ) آنچنان پاک و پاکيزه زيست که هيچکس - حتی دشمنان - نتوانستند کوچکترين خرده ای بر او بگيرند . کيست که سيره و رفتار او را از کودکی تا جوانی و از جوانی تا پيری بخواند و در برابر عظمت و پاکی روحی و جسمی او سر تعظيم فرود نياورد ؟ !
يادی از پيمان جوانمردان يا ( حلف الفضول )
در گذشته بين برخی از قبيله ها پيمانی به نام " حلف الفضول " بود که پايه آن بر دفاع از حقوق افتادگان و بيچارگان بود و پايه گذاران آن کسانی بودند که اسمشان " فضل " يا از ريشه " فضل " بود . پيمانی که بعدا عده ای از قريش بستند هدفی جز اين نداشت . يکی از ويژگيهای اين پيمان ، دفاع از مکه و مردم مکه بود در برابر دشمنان خارجی . اما اگر کسی غير از مردم مکه و هم پيمانهای آنها در آن شهر زندگی مي کرد و ظلمی بر او وارد مي شد ، کسی به دادش نمي رسيد . اتفاقا روزی مردی از قبيله بنی اسد به مکه آمد تا اجناس خود را بفروشد . مردی از طايفه بن سهم کالای او را خريد ولی قيمتش را به او نپرداخت . آن مرد مظلوم از قريش کمک خواست ، کسی به دادش نرسيد . ناچار بر کوه ابو قبيس که در کنار خانه کعبه است ، بالا رفت و اشعاری درباره سرگذشت خود خواند و قريش را به ياری طلبيد . دادخواهی او عده ای از جوانان قريش را تحت تأثير قرار داد . ناچار در خانه عبد الله پسر جدعان جمع شدند تا فکری به حال آن مرد کنند . در همان خانه که حضرت محمد ( ص ) هم بود پيمان بستند که نگذارند به هيچکس ستمی شود ، قيمت کالای آن مرد را گرفتند و به او برگرداندند. بعدها پيامبر اکرم ( ص ) از اين پيمان ، به نيکی ياد مي کرد . از جمله فرمود : " در خانه عبد الله جدعان شاهد پيمانی شدم که اگر حالا هم - پس از بعثت به پيامبری - مرا به آن پيمان دعوت کنند قبول مي کنم . يعنی حالا نيز به عهد و پيمان خود وفادارم " . محمد ( ص ) در سن بيست سالگی به اين پيمان پيوست ، اما پيش از آن - همچنان که بعد از آن نيز - به اشخاص فقير و بينوا و کودکان يتيم و زنانی که شوهرانشان را در جنگها از دست داده بودند ، محبت بسيار مي کرد و هر چه مي توانست از کمک نسبت به محرومان خودداری نمي نمود . پيوستن وی نيز به اين پيمان چيزی جز علاقه به دستگيری بينوايان و رفع ستم از مظلومان نبود .
ازدواج محمد ( ص )
وقتی امانت و درستی محمد ( ص ) زبانزد همگان شد ، زن ثروتمندی از مردم مکه بنام خديجه دختر خويلد که پيش از آن دوبار ازدواج کرده بود و ثروتی زياد و عفت و تقوايی بی نظير داشت ، خواست که محمد ( ص ) را برای تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانی خود سهمی به محمد ( ص ) بدهد . محمد ( ص ) اين پيشنهاد را پذيرفت . خديجه " ميسره " غلام خود را همراه محمد ( ص ) فرستاد . وقتی " ميسره " و " محمد " از سفر پر سود شام برگشتند ، ميسره گزارش سفر را جزء به جزء به خديجه داد و از امانت و درستی محمد ( ص ) حکايتها گفت ، از جمله برای خديجه تعريف کرد : وقتی به " بصری " رسيديم ، امين برای استراحت زير سايه درختی نشست . در اين موقع ، چشم راهبی که در عبادتگاه خود بود به " امين " افتاد . پيش من آمد و نام او را از من پرسيد و سپس چنين گفت : " اين مرد که زير درخت نشسته ، همان پيامبری است که در ( تورات ) و ( انجيل ) درباره او مژده داده اند و من آنها را خوانده ام " . خديجه شيفته امانت و صداقت محمد ( ص ) شد . چندی بعد خواستار ازدواج با محمد گرديد . محمد ( ص ) نيز اين پيشنهاد را قبول کرد . در اين موقع خديجه چهل ساله بود و محمد ( ص ) بيست و پنج سال داشت . خديجه تمام ثروت خود را در اختيار محمد ( ص ) گذاشت و غلامانش رانيز بدو بخشيد . محمد ( ص ) بيدرنگ غلامانش را آزاد کرد و اين اولين گام پيامبر در مبارزه با بردگی بود . محمد ( ص ) مي خواست در عمل نشان دهد که مي توان ساده و دور از هوسهای زود گذر و بدون غلام و کنيز زندگی کرد . خانه خديجه پيش از ازدواج پناهگاه بينوايان و تهيدستان بود . در موقع ازدواج هم کوچکترين تغييری - از اين لحاظ - در خانه خديجه بوجود نيامد و همچنان به بينوايان بذل و بخشش مي کردند . حليمه دايه حضرت محمد ( ص ) در سالهای قحطی و بی بارانی به سراغ فرزند رضاعي اش محمد ( ص ) مي آمد . محمد ( ص ) عبای خود را زير پای او پهن مي کرد و به سخنان او گوش مي داد و موقع رفتن آنچه مي توانست به مادر رضاعی ( دايه ) خود کمک مي کرد . محمد امين بجای اينکه پس از در اختيار گرفتن ثروت خديجه به وسوسه های زودگذر دچار شود ، جز در کار خير و کمک به بينوايان قدمی بر نمي داشت و بيشتر اوقات فراغت را به خارج مکه مي رفت و مدتها در دامنه کوهها و ميان غار مي نشست و در آثار صنع خدا و شگفتيهای جهان خلقت به تفکر مي پرداخت و با خدای جهان به راز و نياز سرگرم مي شد . سالها بدين منوال گذشت ، خديجه همسر عزيز و باوفايش نيز مي دانست که هر وقت محمد ( ص ) در خانه نيست ، در " غار حرا " بسر مي برد . غار حرا در شمال مکه در بالای کوهی قرار دارد که هم اکنون نيز مشتاقان بدان جا مي روند و خاکش را توتيای چشم مي کنند . اين نقطه دور از غوغای شهر و بت پرستی و آلودگيها ، جايی است که شاهد راز و نيازهای محمد ( ص ) بوده است بخصوص در ماه رمضان که تمام ماه را محمد ( ص ) در آنجا بسر مي برد . اين تخته سنگهای سياه و اين غار ، شاهد نزول " وحی " و تابندگی انوار الهی بر قلب پاک " عزيز قريش " بوده است . اين همان کوه " جبل النور " است که هنوز هم نور افشانی مي کند .
آغاز بعثت
محمد امين ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی - کم کم - آماده مي شد . درآن شب بزرگ جبرئيل فرشته وحی مأمور شد آياتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . يعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته آفريد . بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست . محمد ( ص ) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود . جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند . محمد ( ص ) اندکی به خواب رفت . خديجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانايان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت .
نخستين مسلمانان
پيامبر ( ص ) دعوت به اسلام را از خانه اش آغاز کرد . ابتدا همسرش خديجه و پسر عمويش علی به او ايمان آوردند . سپس کسان ديگر نيز به محمد ( ص ) و دين اسلام گرويدند . دعوتهای نخست بسيار مخفيانه بود . محمد ( ص ) و چند نفر از ياران خود ، دور از چشم مردم ، در گوشه و کنار نماز مي خواندند . روزی سعد بن ابی وقاص با تنی چند از مسلمانان در دره ای خارج از مکه نماز مي خواند . عده ای از بت پرستان آنها را ديدند که در برابر خالق بزرگ خود خضوع مي کنند . آنان را مسخره کردند و قصد آزار آنها را داشتند . اما مسلمانان در صدد دفاع بر آمدند .
ادامه مطلب...
خوراکی ها
مقدمه:
خوراکی ها در زندگی ما نقش بسیار مهمی دارند به طوری که بدون وجود غذا ها برای انسان شاید حتی سه روز هم نتواند زنده بماند در این جا به تاریخچه ی غذا ها و نکاتی در مورد آن ها می پردازیم.
انواع غذا ها:
به طور کلی غذا ها را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
1-غذا های مورد استفاده:این غذا ها عبارتند از غذا های حیوانی،کیاهان که ای ها خود انواعی دارند که باید مورد توجه واقع شود و آن ها در نوع غذا های غیر استفاده قرار دارند غذا های مورد استفاده همان غذا هایی هستند که ما میخوریم و از آن ها مواد مورد نیاز بدن را به دست می آوریم ئکه این مواد همان کربن هیدرات ها و ویتامین ها و... میشوند که بدن به آن ها نیاز دارد و بدون وجود آن ها ما بیمار میشویم و کلی ظرر میکنیم!در واقع این نوع غذا ها در بدن انسان ها نقش های حیاطی دارند و در این جا فقط می توانم بگویم بزرک ترین فایده ی این خوراکی ها داشتن انواع ویتامین ها است که در آخر ویتامین ها را معرفی می کنم.
2-غذا های مضر و غیر قابل استفاده:این غذا ها معمولا همان غذا هایی هستند که حیوانات می خورند شاید فکر کنید دارم چرت می بافم اما این طور نیست چون غذا هایی که مثلا گوسفند ها می خورند علف است و ما که نمی توانیم علف بخوریم و ما در حقیقت علف غیر مستقیم به صورت گوشت می خوریم پس این گونه غذا ها را نمی توان استفاده کرد.
ویتامین ها: به مقدار بسیار کم برای انجام واکنش های شیمیایی درون سلول هل کاملا" ضروری هستند و کمبود آن ها موجب عوارض و بیماری های گوناگونی میشود.امروزه در حدود 40 نوع ویتامین در جهان شناخته شده است که حدود 12 تای آن ها برای سلامتی افراد مضر بوده .ویتامین ها در جهان به دو صورت قابل حل در چربی و آب وجود دارند.
ویتامین های قابل حل در آب:
ویتامین ث (آسکوربوک اسید):ساده ترین و بی ثبات ترین و مهم ترین ویتامین در بدن انسان است. این ویتامین برای ساخته شدن پروتئینی به نام کلاژن که یک ماده ی مهم در رگ های خونی و استخوان هاست لازم است.کمبود این ویتامین باعث ایجاد بیماری به نام اسکوروی در بدن میشود.این بیماری باعث تخریب پوست،لثه و دیواره های رگ ها و خون ریزی میشود.این ویتامین در میوه های تازه ای مثل مرکبات مثل پرتقال و لیمو به وفور یافت میشود.نگه داری طولانی مدت در یخچال،پختن ،گرمای هوا ،نور و دخانیات باعث کم شدن و از بین رفتن این ویتامین میشوند.
ویتامین ب:که شامل ویتامین های ب1،ب2،ب3،ب5،ب6،ب7،ب9،ب12 میباشند.که به فعالیت های آنزیم ها کمک میکنندو این ویتامین موجب میشود تا سوخت و ساز بدن را بالا برده و سلامت اعصاب را حفظ کرده و باعث رشد بدن میشود.در گوارش و تولید گلبول های قرمز نیز نقش مهمی دارد.کمبود هر کدام از گروه های این ویتامین نیز باعث ایجتد ویتامین خواصی میشود اما زیادی آن ها در بدن مشکلی ندارد و اذافی آن همراه با ادرار دفع میشود.این ویتامین در سبوس غلات،جگر و گوشت یافت میشوند در رودهی بزرگ نیز در اثر فعالیت باکتری ها نیز حاصل میشوند.
ویتامین های قابل حل در چربی :
ویتامین آ:یک ویتامین محلول در چربی است که نقش مهمی در بینایی،رشد،دفاع از بدن و سلامت پوست دارد و همچنین در رشد اندام های بدن نیز نقش دارد.کمبود این ویتامین باعث شب کوری و خشکی شدید قرنیه ی چشم و در نهایت کمبود شدید آن باعث کوری میشود.مصرف زیاد این ویتامین مشکل ساز بوده چون این ویتامین از بدن دفع نمیشود و مشکل درست میکند.این ویتامین را میتوان در شیر،پنیر،کره وجگر یافت.
ویتامین د:در انسان این ویتامین در اثر تابش اشعه ی ماورای بنفش خورشید به پوست ایجاد میشود در زیر پوست ماده ای به نام کلسترول وجود دارد که در زیر پوست آن به ویتامین د تبدیل میشود این ویتامین باعث جذب کلسیم در روده میشود و کمبود آن کوجب مبتلا شدن به بیماری راشیتیسم(نرمی استخوان میشود.این ویتامین را در روغن جگر ماهی و لبنیات و تخم مرغ میتوان یافت.
ویتامین کا:این ویتامین در عمل انعقاد خون مؤثر است و باکتری های موجود در معده ی انسان نیز این ویتامین را تولید میکنند.کمبود این ویتامین باعث خون ریزی شدید میشود.این ویتامین را میتوان در سبزیجات تازه مثل کاهو و اسفناج و...وگوجه فرنگی و جگر و تخم مرغ میتوان به وفور یافت.
ویتامین ای:این ویتامین از تجزیه ی چربی های بدن و تحلیل رفتن ماهیچه ها در بدن جلو گیری میکند. کسانی که نمیتوانند چربی را جذب کنند اغلب دارای کمبود این ویتامین اند که کمبود آن موجب اختلالات در تولید مثلی و عصبی میشود .مصرف بیش از اندازه ی آن باعث بیماری میشود. این ویتامین در روغن های گیاهی و جوانه ی گندم به وفور یافت میشوند.
مقدمه
خازن المان الکتریکی است که میتواند
انرژی الکتریکیرا توسط میدان الکترواستاتیکی (
بار الکتریکی) در خود ذخیره کند.
انواع خازندر مدارهای الکتریکی بکار میروند. خازن را با حرف C که ابتدای کلمه capacitor است نمایش میدهند. ساختمان داخلی خازن از دو قسمت اصلی تشکیل میشود:
الف –
صفحات هادیب –
عایق بین هادیها (دی الکتریک)ساختمان خازن
هرگاه دو هادی در مقابل هم قرار گرفته و در بین آنها
عایقیقرار داده شود، تشکیل خازن میدهند. معمولا صفحات هادی خازن از جنس
آلومینیوم،
رویو
نقرهبا سطح نسبتا زیاد بوده و در بین آنها عایقی (دی الکتریک) از جنس هوا ، کاغذ ، میکا ، پلاستیک ، سرامیک ، اکسید آلومینیوم و اکسید تانتالیوم استفاده میشود. هر چه ضریب دی الکتریک یک ماده عایق بزرگتر باشد آن دی الکتریک دارای خاصیت عایقی بهتر است. به عنوان مثال ، ضریب دی الکتریک هوا 1 و ضریب دی الکتریک اکسید آلومینیوم 7 میباشد. بنابراین خاصیت عایقی اکسید آلومینیوم 7 برابر خاصیت عایقی هوا است.
انواع خازن
الف-
خازنهای ثابتب-
خازنهای متغیر- واریابل
- تریمر
انواع خازن بر اساس شکل ظاهری آنها
- مسطح
- کروی
- استوانهای
انواع خازن بر اساس دی الکتریک آنها
- خازن کاغذی
- خازن الکترونیکی
- خازن سرامیکی
- خازن متغییر
|
خازن مسطح (خازن تخت)
دو صفحه فلزی موازی که بین آنها عایقی به نام دی الکتریک قرار دارد، مانند (هوا ، شیشه). با اتصال صفحات خازن به یک مولد میتوان خازن را باردار کرد.
اختلاف پتانسیلبین دو سر صفحات خازن برابر اختلاف پتانسیل دو سر مولد خواهد بود.
ظرفیت خازن (C)
نسبت مقدار باری که روی صفحات انباشته میشود بر اختلاف پتانسیل دو سر باتری را ظرفیت خازن گویند؛ که مقداری ثابت است.
ε
0= قابلیت گذر دهی خلا است که برابر است با: 8.85 ×
12-10 _ C
2/N.m
2k (بدون یکا) = ثابت دی الکتریک است که برای هر مادهای فرق دارد. تقریبا برای هوا و خلأ 1=K است و برای محیطهای دیگر مانند شیشه و روغن 1
A = سطح خازن بر حسب m
2d =فاصله بین دو صفه خازن بر حسب m
چند نکته
- آزمایش نشان میدهد که ظرفیت یک خازن به اندازه بار (q) و به اختلاف پتانسیل دو سر خازن (V) بستگی ندارد بلکه به نسبت q/v بستگی دارد.
- بار الکتریکی ذخیره شده در خازن با اختلاف پتانسیل دو سر خازن نسبت مستقیم دارد. یعنی: q a v
- ظرفیت خازن با فاصله بین دو صفحه نسبت عکس دارد. یعنی: C a 1/d
- ظرفیت خازن با مساحت هر یک از صفحات و جنس دی الکتریک (K )نسبت مستقیم دارد. یعنی: C a A و C a K
شارژ یا پر کردن یک خازن
وقتی که یک خازن بی بار را به دو سر یک
باتریوصل کنیم؛
الکترونها در مدار جاری میشوند. بدین ترتیب یکی از صفحات بار (+) و صفحه دیگر بار (-) پیدا میکند. آن صفحهای که به قطب مثبت باتری وصل شده ؛ بار مثبت و صفحه دیگر بار منفی پیدا میکند. خازن پس از ذخیره کردن مقدار معینی از
بار الکتریکیپر میشود. یعنی با توجه به اینکه کلید همچنان بسته است؛ ولی جریانی از مدار عبور نمیکند و در واقع جریان به صفر میرسد. یعنی به محض اینکه یک خازن خالی بدون بار را در یک مدار به مولد متصل کردیم؛ پس از مدتی کوتاه
عقربه گالوانومتردوباره روی صفر بر میگردد. یعنی دیگر جریانی از مدار عبور نمیکند. در این حالت میگوییم خازن پرشده است.
دشارژ یا تخلیه یک خازن
ابتدا خازنی را که پر است در نظر میگیریم. دو سر خازن را توسط یک سیم به همدیگر وصل میکنیم. در این حالت برای مدت کوتاهی جریانی در مدار برقرار میشود و این جریان تا زمانی که بار روی صفحات خازن وجود دارد برقرار است. پس از مدت زمانی جریان صفر خواهد شد. یعنی دیگر باری بر روی صفحات خازن وجود ندارد و خازن تخلیه شده است. اگر خازن کاملا پر شود دیگر جریانی برقرار نمیشود و اگر خازن کاملا تخلیه شود باز هم جریانی برقرار نمیشود.
تأثیر ماده دیالکتریک در فضای بین دو صفحه موازی یک خازن
وقتی که خازنی را به مولدی وصل میکنیم؛ یک میدان یکنواخت در داخل خازن بوجود میآید. این
میدان الکتریکیبر توزیع بارهای الکتریکی اتمی عایقی که در درون صفحات قرار دارد اثر میگذارد و باعث میشود که دو قطبیهای موجود در عایق طوری شکل گیری کنند؛ که در یک سمت عایق بارهای مثبت و در سمت دیگر آن بارهای منفی تجمّع کنند. توزیع بارهایی که در لبههای عایق قرار دارند؛ بر بارهای روی صفحات خازن اثر میگذارد. یعنی بارهای منفی روی لبههای عایق؛ بارهای مثبت بیشتری را روی صفحات خازن جمع میکند؛ و همینطور بارهای مثبت روی لبههای عایق بارهای منفی بیشتری را روی صفحات خازن جمع میکند. بنابراین با افزایش ثابت دی الکتریک (K) میتوان بارهای بیشتری را روی خازن جمع کرد و باعث افزایش ظرفیت یک خازن شد. با گذاشتن دی الکتریک در بین صفحات یک خازن ظرفیت آن افزایش مییابد.
میدان الکتریکی درون خازن تخت
در فضای بین صفحات خازن بار دار
میدان الکتریکییکنواختی برقرار میشود که جهت آن همواره از صفحه مثبت خازن به سمت صفحه منفی خازن است. اندازه میدان همواره یک عدد ثابت میباشد.
میدان الکتریکی با اختلاف پتانسیل دو سر خازن نسبت مستقیم و با فاصله بین صفحات خازن نسبت عکس دارد.
به هم بستن خازنها
خازنها در مدار به دو صورت بسته میشوند:
- موازی
- متوالی (سری)
بستن خازنها به روش موازی
در بستن به روش موازی بین خازنها دو نقطه اشتراک وجود دارد. در این نوع روش:
- اختلاف پتانسیل برای همة خازنها یکی است.
- بار ذخیره شده در کل مدار برابر است با مجموع بارهای ذخیره شده در هریک از خازنها.
ظرفیت معادل در حالت موازی
اندیسها مربوط به خازنهای 1 ؛ 2 و 3 میباشد. هرگاه چند خازن باهم موازی باشند، ظرفیت خازن معادل برابر است با مجموع ظرفیت خازنها.

بستن خازنها بصورت متوالی
در بستن به روش متوالی بین خازنها یک نقطه اشتراک وجود دارد و تنها دو صفحه دو طرف مجموعه به مولد بسته شده ؛ از مولد بار دریافت میکند. صفحات مقابل نیز از طریق القاء بار الکتریکی دریافت میکنند. بنابراین اندازه بار الکتریکی روی همه خازنها در این حالت باهم برابر است. در بستن خازنها به طریق متوالی:
- بارهای روی صفحات هر خازن یکی است.
- اختلاف پتانسیل دو سر مدار برابر است با مجموع اختلاف پتانسیل دو سر هر یک از خازنها.
ظرفیت معادل در حالت متوالی:

انرژی ذخیره شده در خازن
پر شدن یک خازن باعث بوجود آمدن بار ذخیره در روی آن میشود و این هم باعث میشود که انرژی روی صفحات ذخیره گردد. کل کاری که در فرآیند پر شدن خازن انجام میشود از طریق محاسبه بدست میآید.
کاربرد خازن
با توجه به اینکه بار الکتریکی در خازن ذخیره میشود؛ برای ایجاد میدانهای الکتریکی یکنواخت میتوان از خازن استفاده کرد. خازنها میتوانند میدانهای الکتریکی را در حجمهای کوچک نگه دارند؛ به علاوه میتوان از آنها برای ذخیره کردن انرژی استفاده کرد. خازن در اشکال مختلف ساخته میشود.
مباحث مرتبط با عنوان
مقدمه
اجداد خزندگان دوزیستان محسوب میشوند. خزندگان اولین جانورانی هستند که توانستهاند از زندگی در خشکی را بطور کامل تحمل نمایند. سطح بدنشان از پوست خشک و شاخی پوشیده شده است. بدن پوشیده از پولک ، اسکیوت و یا قطعات و صفحات استخوانی متنوع است. اسکلت خزندگان کاملا استخوانی است. قلبشان چهار حفرهای است.
دهلیزها کامل و در بطنها دیواره مابین آنها کاملا نیست. جنین از چهار پرده آمنیون ، کوریون ، کیسه زرده و آلانتوئیس پوشیده میشود. مارها ، مارمولکها ، تمساح و آلیگاتور ، لاک پشتها و تمام دایناسورها منقرض شده جزء رده خزندگان است. طبقه بندی خزندگان بر اساس حفره (فرورفتگی) یا سوراخ ناحیه گیجگاهی است شکل و تعداد این حفره apsid نام دارد.
زیر رده Anapsida
در جمجمه سوراخ یا فرورفتگی گیجگاهی وجود ندارد. استخوان مربعی شکل یا کوادرات ثابت و غیر متحرک است. از این رده فقط لاک پشتها باقی ماندهاند. لاک پشتها دارای یک صفحه پشتی به نام کاراپاس و یک صفحه شکمی به نام پلاسترون هستند. صفحات در واقع همان لاک ها هستند. بطور کلی در خزندگان پوست دارای ترتیب زیر است. اپیدرم که شامل دو بخش خارجی که خود شامل 5 لایه است.
بخش درونی اپیدرم که حاوی 4 لایه است و آخرین بخش این لایه زاینده لایه germina trium stratum تشکیل میدهد. و بعد از اپیدرم لایه درم است که بسیار باریک میباشد و فاقد غدد مخاطی است. ولی در خزندگان گوناگون دارای غدد تولید کننده رایحه هستند که در برقراری ارتباط بین افراد بکار میرود. اپیدرم سازنده پولکهای خزندگان است.
لاک پشت زینی
دارای قطعات یا صفحات بزرگی است که نوعی پولک محسوب میشود. این پولکهای پهن و بزرگ در سطح خارجی خود صفحات سخت کراتینی به نام اسکیوت هستند. در پوست اندازی این صفحات سخت نمیریزد و تعویض نمیشود بلکه با ادامه رشد بدن مواد جدید کراتینی به تمام سطح اسکیوت اضافه میشود تاجبران فرسایش آن باشد.
لاک پشت چرمی
بزرگترین لاک پشت جهان از خانواده Dermochelidae لاک پشت چرمی است. حدود 2.5 متر طول لاک آن و حدود 700 کیلوگرم وزن دارد. لاک این لاک پشت از پوست صاف و چرم مانندی پوشیده شده است. فاقد چنگال است دست و پایش پارو مانند است. در اطراف جزیره لارک دیده شده است و بیشتر از دیگر لاک پشتها به مراقبت نیاز دارد زیرا جمعیتش کم شده و در خطر انقراض است.
لاک پشتهای سه چنگالی Trionychidae
از دیگر لاک پشتهای آبزی است که در رودخانهها و آبهای شیرین میکند و به نام لاک پشت فراتی دیده میشود. کاسه پشتی حدود 30 سانتیمتر است و فاقد صفحات سخت است به جای آن دارای پوست چرمی شکل میباشد که روی لاک را میپوشاند. سطح گلو از زواید و چین خوردگیهای رگهای فراوان پوشیده شده است و میتوان گفت که وقتی حلق از آب پر میشود شبیه آبشش عمل میکند در نتیجه جانور میتواند تا چند ساعت زیر آب باقی بماند.
زیررده Parapsida Euryapsida
که خزندگان آبزی منقرض شدهای که یک جفت سوراخ گیجگاهی داشتند مانند ایکتیوسوروس یا خزنده ماهی مانند.
زیر رده Lepidosauria
دو جفت سوراخ گیجگاهی دارند و سه راسته از آنها عبارتند از:
راسته Eosuchia که منقرض شدهاند.
راسته Rhynchocephalia که به جز فسیل زنده تواتارا بقیه منقرض شدهاند.
راسته Squamata اسکواماتا که خود به سع زیر راسته مارمولکها ، مارها و آمفیسبانیا تقسیم میشوند.
تواتارا
تواتارا هنوز بسیاری از خصوصیات خزندگان ابتدایی را از خود نشان میدهد علیرغم اینکه حدود 170 میلیون سال از تکاملشان میگذرد بدن مارمولک مانند دارد. دارای چشم سومی است که در آهیانه قرار میگیرد. این چشم دارای عدسی ، شبکیه و اعصاب است به نظر میرسد که فاقد نقش قابل توجهی در زندگی جانور باشد. شبها فعالیت میکند زندگی نیم آبزی دارد. تخمهایش را درون گودالی میگذارد. انکوباسیون حدود 13 ماه است. این خزنده به نامها تواتارا یا اسفنودون فقط در یک یا دو جزیره نیوزیلند یافت میشود. حداکثر حدود 90 سانتیمتر رشد کرده و تا 28 سال طول عمر آن گزارش شده است.
آمفیسبانیا
شبیه مار و کرم خاکی است. اکثرشان فاقد دست و پا هستند دم آنها بسیار کوتاه است و به همین دلیل میتوانند در دو جهت حرکت کنند. لذا نام آمفیسباتیا که به معنی در دو جهت یا دو راه است به آنها داده شده است.
مارمولکها
زیر راسته مارمولکها تنوع بسیار جالبی دارند. بسیاری از مارمولکها فاقد دست و پا هستند اندام جاکبون که زوج است و در کام دهان قرار میگیرد عضو جالبی است که توسط آن خزندگان در ردیابی طعمه و دریافت جفت از آن استفاده میکنند. این اندام به عصب بویایی مرتبط بوده و دارای بشره حسی است و در ارتباط نزدیک با کانال غده اشکی بوده و احتمالا از ترشحات آن استفاده میبرد. ذرات رایحهدار و معطره یا بوهای بخصوص را شناسایی نموده و بدین وسیله راهنمای جانور در طعمهیابی و جفت در زمان جفتگیری خواهد بود.
مارها
حرکت آرواره مارها بسیار خیره کننده است. استخوان کوادرات آزاد بوده و انعطاف پذیری قابل ملاحظهای را امکانپذیر میسازد. بدین وسیله مارها میتوانند از طعمههای بسیار بزرگتر از قطر بدن دهانشان تغذیه کنند. مارها تعداد زیادی دنده دارند که بالغ بر یک صد عدد است و این دندهها آزاد بوده به جناغ سینه اتصال ندارد در حقیقت مارها فاقد استخوان جناغ سینه هستند. در مارهای بوآ بقایای استخوانهای لگن به شکل زائده ناخن مانند در اسکلت بندی جانور به چشم میخورد.
بسیاری از مارها زندهزا هستند و بسیاری تخم میگذارند. چشم مار و مارمولکها تفاوت فاحش این دو جانور است. وجود لایه عینک مانند در مارهای گوناگون که در زیستگاههای متنوع و متفاوتی زیست میکنند بیانگر این مطلب است که اجدادشان یا زیرزمین زندگی میکردند و یا شبها فعالیت داشتهاند. مارها فاقد پلک هستند اما اکثریت مارمولکها دارای پلک متحرک هستند.
شناسایی مارها سمی از غیر سمی
در شناسایی مارهای سمی از غیر سمی فرم ظاهری ، پولکها و دندانها بهترین راهنما هستند. البته مارهای فراوانی هستند که سمی نیستند ولی این مارها غده تولید کننده سم را دارند که به درون دستگاه گوارش ریخته میشود. آنهایی را که دارای دندان نیش ثابت یا متحرک ، در جلو یا عقب دهان هستند و غده سمی توسط این دندانها سم تزریق میکنند سمی یا نیمه سمی میگوییم.
زیر رده Archosauria
دو جفت سوراخ گیجگاهی داشته و شامل 4 راسته زیر است.
Thecodontia که منقرض شدهاند آنها را اجداد پرندگان میدانند.
Pterosauria که منقرض شدهاند دستها به بال خفاش مانندی تبدیل شده بود.
Saurischia دایناسورها
Crocodilia مانند کروکودیلها و تمساح
زیر رده Synapsida
خزندگان گوشتخوار منقرض شدهاند. راسته Therapsida دارای دندانهای متنوع همانند پستانداران بودند به همین دلیل آنها را اجداد پستانداران میدانند. سوراخ گیجگاهی یک حفره وسیع و پهن است.